احمد بهشتى
370
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )
دسته از لحاظ عقل عملى نقصانى نداشته باشند ، ولى عقل نظرى آنها نقصان دارد و به بسيارى از معقولها ، جاهلند . البته جهل آنها جهل بسيط « 1 » است و در معاد به آنها ضرر نمىزند . اينان به لحاظ علمى ناقصند و عالم ربّانى نيستند ؛ ولى « همج رعاع » « 2 » هم نيستند و دنبال هر صدايى به راه نمىافتند و همچون پشهها به هر سو باد بوزد ، به حركت در نمىآيند ؛ بلكه متعلّمان و دانشآموزانى بر سبيل نجاتند كه ره توشهء عقل نظرى و سرمايهء علمى آنها به حدّى نيست كه در عالم آخرت ، صدرنشين محفل نور و از ساكنان كاخهاى سرور و از مقرّبان بارگاه قدس و وارثان جنّات نعيمند . اينان به تعبير قرآن از « أصحاب اليمين » « 3 » اند و از سلامت نفس و حظّ اخروى بهره مىبرند . ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ « 4 » . دستهء سوم آنانند كه به لحاظ عقلى و اخلاقى بيمارند و چنان در جهل مركّب و رذايل اخلاقى غوطهورند كه هيچگونه اميدى به نجات و رستگارى اخروى آنها نيست . اينان خود را از فيض رحمت الهى محروم كرده و در معرض عذاب هولناك آخرتند . از اين سه گروه ، گروه اوّل و سوم در اقليت و گروه دوم در اكثريت است و اگر گروه اوّل و دوم را به يكديگر بيفزاييم ، به يك اكثريت قاطعى مىرسيم كه گروه سوم در برابر آنها هيچ و پوچند . بنابراين ، اكثريت قاطع انسانها يا از اوّل ، اهل نجاتند يا اينكه در مراحل بعد ، دير يا زود ، به نجات و رستگارى نايل مىشوند . تنها افراد بسيار كمى
--> ( 1 ) . جهل بسيط ، امر عدمى و به معناى عدم علم است . بر خلاف جهل مركّب كه امر وجودى و ضدّ علم و يقين است . ( 2 ) . نهج البلاغه ، حكمت 147 . ( 3 ) . حديد ( 57 ) آيهء 21 . ( 4 ) . حديد ( 57 ) آيهء 21 .